عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
549
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فرستاد وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ . النوبة الثالثة - قوله تعالى : فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ الآية . . . - ابتداء مناسك حج و عمره نيّت است ، و اول ركنى از اركان آن احرام است ، و احرام از جامه بيرون آمدن است ، از روى اشارت ميگويد - هر كه بتن زيارت خانهء ما كند از جامه بيرون آيد ، پس هر كه بدل قصد حضرت ما كند اولى تر كه از مرادات بشرى بيرون آيد - « المكاتب عبد ما بقى عليه درهم » - ربّ العالمين رعايت دل درويش را فرمود كه چون بدرگاه من آئيد ! بصفت درويشان و عاجزان آئيد ! سر و پاى برهنه ، و از اسباب راحت و لذت بازمانده ، نه جامهء نيكو ، نه بوى خوش ، نه صحبت هم جفت ، تا درويشان چون پادشاهان و جهانداران بصفت درويشى همچون خودشان بينند ، بر درگاه عزت دل ايشان بنماند ، و قدر درويشى بدانند ، و خطر آن بشناسند . آرى ، هر كه گوهر درويشى شناسد ، آسان آسان از دست بندهد ، سيرت درويشان در روش راه دين چنان بايد كه سيرت حاجيان در اعمال حج ، كه هر چه نابكار و ناشايست است چشم و زبان و دل خويش از آن نگه دارد ، و ذلك فى قوله - فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ الآية . . . - روش دين داران هم برين سان نهادند ، چشم خويش از ملاحظت اغيار فرو گيرند ، و دل خويش همچون كاروان سراى گدايان منزل گاه هر بيهدهء نگردانند ، و گر حاسدان و جاهلان جمله متفق شوند ، و دل و ديدهء ايشان نشانهء طعن خويش سازند ، ايشان آزاد وار بر گذرند ، و مكافات نكنند ، هم روى با خود كنند و بر نفس خود با خصم خود برخيزند - يقول اللَّه تعالى - وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . با خود ز پى تو جنگها دارم من * صد گونه ز عشق رنگها دارم من در عشق تو از ملامت بى خبران * بر جان و جگر خدنگها دارم من وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً الآية . . . - گفتهاند كه حسنهء اين جهانى كه مؤمنان ميخواهند علم و عبادت است ، و حسنهء